من آروم نگیرم

دکتره می‌پرسه خوبی؟ می‌گم بستگی به خبرها داره. 
سوزن که فرو می‌ره توی بازوم هیچ دردی حس نمی‌کنم. به خورشید که داره پرت می‌شه از لب شیروونی روبرو نگاه می‌کنم و توی چشمام پر اشک می‌شه. حتما به خاطر پریوده. 
یه عمره این طوری گول زدم خودم رو.

منطق

زود که نشد پس دیر و زود دارد. به انتفای مقدم که می‌سوزی.

دروغ‌گوی خوبی نیستی

هنوز لب‌های خودم را مزه مزه می‌کنم به آن شیرینی که تو می‌گفتی نیست.

تاب آه

آه به آه زندگی‌اش را ادامه می‌دهد. آه قبلی دامن‌اش را نگرفته آه بعدی بدرقه‌ی راه‌اش می‌شود.

انار

دیر کردی
همه‌ی انگورها را حبه حبه خورده‌ام
برای تو فقط لب‌هایم مانده

شکرانه بده که خون‌بهای تو من‌ام

حواس‌ام نبود
جای بوسه‌ام باتوم بر شانه‌ات فرود آمد 
جای سنگینی سینه‌ی فراخ‌ات نفس‌ام زیر ضربه‌ی پوتین به شماره افتاد

عاشورای خونین

یزید سرنگونه ... یزید سرنگونه ... یزید سرنگونه ...